Just Sad Just Cry

Kalantar's

Kalantar's Blog


خانه
آرشيو

پست الكترونيك

آرشيو

دی ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
بهمن ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
خرداد ۸٥
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳

لوگو







دوشنبه ۱٧ اردیبهشت ،۱۳۸٦

تحقير روح

هفت بار روح خویش را تحقیر کردم:

اولین بار زمانی بود که برای رسیدن به بلندمرتبگی خود را فروتن نشان دادم.

دومین بار آن هنگام بود که در مقابل فلج ها می لنگیدم.

سومین بار آن زمان که در انتخاب خویش بین آسان و سخت، آسان را برگزیدم.

چهارمین بار وقتی مرتکب گناهی شدم، به خویشتن تسلی دادم که دیگران هم گناه می کنند.

پنجمین بار آنگاه که به دلیل ضعف و ناتوانی از کاری سر باز زدم، و صبر را حمل بر قدرت و توانایی ام دانستم

ششمین بار که چهره ای زشت را تحقیر کردم، درحالیکه ندانستم آن چهره یکی از نقاب های خویشتن است.

و هفتمین بار وقتی که زبان به مدح و ستایش گشودم و انگاشتم که فضیلت است .

(جبران خلیل جبران)

احسان

پيام هاي ديگران ()



 


سه‌شنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٦

زندگی!

... Life is

زندگی قصه ی مرد «يخ فروشی» است که از او پرسيدند فروختی؟
!جواب داد: نخريدند تمام شد
بپا زندگيت رو با قيمت بالايی بفروشی! نه اينکه بزاری همه اش آب شه

احسان

پيام هاي ديگران ()